خرید بک لینک

اون زمونه قَدیم که نه اُو بود و نه آتیش دغدغه بیشتر مردُمون کنسرت بوده تا جایی که اِقَه به خودشون فِشار آووردَن تا به یزد قنات کشیدن.

مِرَفتی تو قنات یهو صدا میومد یَخوده میترسیدیم ولی آخرش گوش شُل میهِشتیم.

غُمبَسّی ، غُمبَسّی

همیرو این صدا ها میومد هی بچوکا مِگُفتَن بریم ولی ما از اون چَش سفیدا، میگفتم دل خود دار الان تموم مِشه، تموم خو نِمشُد هیچی تازه صداش بیشتر هم مِشُد.

دمَبسّیَ ، ترپسّی

دل تو دلمون نبود ببینیم صدا چیچی هه !

یهو دَرغی صدا اومد ، مِس فرفروک موخواستم در برم که سرُم خورد طاق قنات ! اخ ننه!

ننه: الهی تخ بشورن که همش باعث دردسری !

چکا کنم ننه منم دِلُم جوونه کنسرت مِخواد !

ننه: چه غلطا هنو نمیتونه دماغ بالا بکشه میخواد بره قر بده ! راس مِگی برو سر کار!

ننه تو کنسرت خو قِر نمدن ! میرن کیف مکنن !

ننه: هان دیه ، اون خان کُچه پاره همین می گفت ، کار و بار ول کرده رفته تو قنات صدا در میاره اخه مرد عقلت کجا هه!!

باشه ننه تو حرص نخور من از فردا میرم سر کار !

#مزه

برچسب: اخ ننه, نویسنده: مهران کاظمی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 20:43

صفحه بندی